سفره های رنگین سیما،حسرت کودک گرسنه و عرق شرم پدر 

 

مادر برای اینکه هواس کودکانش را از گرسنگی منحرف کند پیچ تلویزیون را می چرخاند.تبلیغات بازرگانی در حال پخش است.تبلیغ برنج محسن با ساز و آواز فراوان نمایش داده می شود.میز های پر از غذاهای متنوع و برنجهای رنگانگ ، چشمان کودکان را به تلویزیون خیره می کند.تبلیغ بعدی میز مملو از غذایی است که برای تبلیغ یک روغن مایع چیده شده است و تیزر بعدی یخچال پر از مواد غذایی و میوه ای را نشان می دهد که باعث می شود غذا در دهان کودکان بماسد. 
 

آن روز پدر مانند چند روز پیش نتوانست کاری پیدا کند و باز دست خالی به خانه آمد . مادر با نگاهی به دستان خالی  پدر چشمانش پر از نگرانی شد .پدر به صورت رنگپریده و چشمان پر از تمنای کودکانش که بیش از یک روز بود چیزی نخورده بود ند نگاهی انداخت و عرق خجلت بر پیشانیش ظاهر شد.مادر مانند دفعات قبل کمی نان خشک را در آب تلیت کرد و در سه کاسه سفالی جلوی کودکانش گذاشت.
فاطمه و زهرا و علی که از فرط خوردن چند روزه آب ونان ، شکمهایشان ورم کرده بود ، تمایلی به خوردن مجدد این غذا نداشتند اما صدای قار و قور شکمشان اجازه چنین کاری را به آنها نمی داد.آنها می دانستند مانند هر سال ،زمستان سختی را پیش رو دارند .کسی به پدر مسن و بیمار آنها کاری نمی دهد و کارگری هم که در این فصل تعطیل است.
مادر برای اینکه هواس کودکانش را از گرسنگی منحرف کند پیچ تلویزیون را می چرخاند.تبلیغات بازرگانی در حال پخش است.تبلیغ برنج محسن با ساز و آواز فراوان نمایش داده می شود.میز های پر از غذاهای متنوع و برنجهای رنگانگ ، چشمان کودکان را به تلویزیون خیره می کند.تبلیغ بعدی میز مملو از غذایی است که برای تبلیغ یک روغن مایع چیده شده است و تیزر بعدی یخچال پر از مواد غذایی و میوه ای را نشان می دهد که باعث می شود غذا در دهان کودکان بماسد.
بالاخره بعد از پایان تبلیغات رنگانگ و خوش رنگ ولعاب ، سریال جدید تلویزیون به نام سر آشپز به نمایش در می آید.سریالی که هنوز شروع نشده هوش از سر تمامی اهالی خانواده می برد.ماهی سرخ شده با مخلفات، ته چین مرغ، باقالی پلو با ماهیچه ، سیخ زدن کباب ، زعفران با پسته و بادام فراوان، روغن کرمانشاهی برای خوش رنگ و لعاب کردن غذا، میگو ، جوجه و...همه و همه غذاهایی است که در هر سانس این سریال بر صفحه تلویزیون ظاهر می شود و نه تنها دهان کودکان گرسنه را به آب می اندازد که دل مرفهین را نیز به هوس می اندازد.
مادر که خود نیز به صفحه تلویزیون ماتش برده است لحظه ای به چشمان پر از حسرت کودکانش نگاه می کند و بعد به عرق شرمی که بر پیشانی همرش نشسته ، ذل می زند. سپس به خود لعنت می فرستد که برای منحرف کردن فکر کودکان از گرسنگی چه راه حل اشتباهی را انتخاب کرده است.

با اینکه امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شده است اما به نظر می رسد که مسوولین رسانه ملی کمتر به این موضوع اهمیت داده اند .این موضوع را می توان از فیلمها و سریالها و تیزر های در حال پخش تلویزیون متوجه شد.
در حقیقت چندی است رسانه ملی بهطور غیرمستقیم مروج نوع جدیدی از زندگی است که با نظام سرمایهداری هماهنگی بیشتری دارد و کمتر به عواقب سوء اجتماعی و فرهنگی این نوع تبلیغات توجه می کند.
آشپزخانه های مدرن ،دکوراسیونهای منحصر به فرد ، لبخند های از سر رضایت از زندگی ،لباسهای اعیانی ،سفره های مملو از غذاهای رنگارنگ و... نماهایی هستند که این روزها در اکثر تیزر های تلویزیونی به چشم می خورد و این همه ماجرا نیست؛ چرا که رسانه ملی با نمایش سریالها و فیلمهایی که در آنها شیکترین و با کلاسترین خودروها، گران قیمتترین منازل و ویلاها، رنگارنگ ترین سفره ها، همچنین پرهزینهترین کالاها و اقلام مصرفی مردم اعم از خوراکیها و پوشیدنیها تا وسایلی چون تلفن فرد همراه، مبلمان، وسایل خانگی و غیره جلوی چشمان میلیونها مخاطب خود رژه میروند، نقش پر رنگی در برگزاری هر چه باشکوهتر مسابقه چشم و همچشمی بین خانوادههای ایرانی در مصرف هرچه پر زرق و برقتر ایفا میکند.
به تعبیر یکی از استادان علم روانشناسی ،صدا و سیما در این بعد از فعالیت رسانهای خود، گاه به طور ناخواسته به مخاطبش چنین القا می کند که مصرف بیشتر و ولخرجیهای افزون تر یک امتیاز اجتماعی و ابزاری جهت نشان دادن منزلت بالای اجتماعی محسوب میشود.
واقعیت آن است که فضاسازی های فوق، تم اصلی اغلب آگهیهای بازرگانی و برنامه ها و سریالهای رسانه ملی است؛ تبلیغاتی که اگر چه پخش آنها به منظور تأمین بخشی از هزینههای سرسام آور صدا و سیما از سوی مدیران توجیه میشود، اما به اذعان کارشناسان، به دلیل اغوا کننده و وسوسه برانگیز بودن خیل عظیم و رنگارنگ آنها، تاثیرات نامطلوبی از حیث تاکید بر مصرف گرایی بیشتر بر تفکر و رفتار مخاطب به عنوان مصرف کننده کالاهای تبلیغ شده میگذارد و متأسفانه با ساختن این برنامه ها و نشان دادن سفرههای عیانی و چشم و همچشمی حتی در خانههای فقرا، مردم به سمت اسراف میروند.
در همین زمینه محمدصادق کوشکی با انتقاد از ترویج تجمل گرایی در سینما و تلویزیون گفت: استفاده از لوزام اشرافی، حضور در خانههای مجلل و استفاده از خودروهای گرانقیمت و نمایش سفرهای رنگارنگ توسط ستارههای سینما و تلویزیون و اشاعه آن در فیلم های سینمایی و تلویزیونی ، باعث گرایش جوانان به اسراف است
وی به نامگذاری سال ۸۸ با عنوان سال “اصلاح الگوی مصرف” اشاره کرد و اظهار داشت: همه اقشار جامعه توانایی مالی رفتار مسرفانه، مصرف گرایانه و اشرافی را ندارند، اما نسل جوان مخصوصا با الگو گرفتن از این چهره ها سعی میکند با هر توان اقتصادی، مصرانه با اشرافی گرایی و تجمل گرایی به مصرف بپردازد و از این راه تشخص پیدا کند و یا توانایی های خود را به نمایش گذارد.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: همانطور که سینما و تلویزیون یکی از راه های مهم نفوذ این فرهنگ غلط و حتی ضدارزش بین مردم جامعه، به ویژه جوانان بوده، باید اصلاح این رویه غلط هم توسط رسانه های تصویری انجام شود.
کوشکی، با اشاره به اینکه این حرکت، بخشنامه ای یا اجباری نیست، خاطر نشان کرد: سازندگان و نویسندگان فیلم ها و برنامه ها به دلیل تمایلات و آرزوهای خود، اشرافی گری و تجمل گرایی را در محصولاتشان به نمایش می گذارند، بنابراین برای حرکت به سمت اصلاح این رویه باید از هنرمندانی مدد گرفت که فرهنگ صحیح مصرف را منطبق با ارزش های دینی و ملی بدانند و به آن ایمان و باور داشته باشند تا بتوانند این حالت، حس و الگو را منتقل کنند.
وی، ادامه داد: در سال های پس از جنگ تحمیلی، گسترش مصرف گرایی، تجمل گرایی و تبدیل آن به یک ارزش فرهنگی در قالب برنامه ها و مجموعه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی بیشترقابل مشاهده است.
دکتر عبدالله گیویان، استاد دانشکده صدا و سیما نیزدرباره ترویج مصرفگرایی در برنامهها و آگهیهای تلویزیونی معتقد است ممکن است رسانهها بدون برنامهریزی و تنها آنچه را که در جامعه وجود دارد بازتاب دهند اما گاه میبینیم که رسانهها و بهویژه تلویزیون ارزش یا ارزشهای خاصی را بیش از بقیه مورد توجه قرار داده و برنامههایی را براساس آنها میسازد که این ارزشها در اغلب موارد با مصرفگرایی همخوانی دارند.
دکتر صفایی کــارشــناس علوم ارتباطات نیزبه مشکلات ناشی از مصرفگرایی اشاره میکند و می گوید: مصرفگرایی یا مصرفزایی مشکلات اجتماعی و روانی را به همراه دارد. چون مخاطب وقتی در مقابل کالاهای رنگارنگ قرار میگیرد برای به دست آوردن آنها ناچار است تلاش کند به همین دلیل بعد از مدتی بخشی از زندگی مردم صرف کسب درآمد بیشتر برای خرید کالاها میشود.
رسانهای که باید به معنای واقعی دانشگاه عمومی ایرانیان باشد، اما متأسفانه خود ـ خواسته یا ناخواسته - در ایجاد و اشاعه معضل اسراف در جامعه، نقش اول را بازی میکند؛ معضلی که رهبر فرزانه انقلاب به درستی از آن به عنوان «عیب ملی » یاد کردند.
ایشان بعد از نامگذاری امسال با عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف»، در جلسهای خطاب به مسئولان خاطرنشان کردند: «بخش مهمی از اسراف در اختیار مردم نیست {بلکه} در اختیار مسئولان کشور است.»
با عنایت به این فرمایش معظم له باید از مسئولان صدا و سیما پرسید که رسانه ملی پس از گذشت بیش از نیمی از سالی که قرار است نقطه عطفی در اصلاح الگوی مصرف باشد، چه برنامه و راهکارعلمیرا برای این مهم در دستور کار قرار داده است؟ خروجی این راهبردها کدام است؟! آیا صرف به روی آنتن بردن برنامههای کلیشهای مثل آن که گزارشگر تلویزیون میکروفن را جلوی دهان مردم بگذارد و از آنها بپرسد آیا شما در مصرف آب و برق صرفه جویی میکنید یا ساخت برنامههای سفارشی و انجام مصاحبه های خشک و بیفایده با برخی از کارشناسان غیرمربوط و یا امثال برنامههایی مثل «شب نشینی» و گپ و گفتی شعاری با هنرمندان و فرهیختگان، تکلیف را از رسانه فراگیر تلویزیون و حتی رادیو بر میدارد؟! در مقابل چنین برنامه های بی اثر و کم بیننده ، برنامه های پر تماشاگر و اثر گذاری از قبیل "شمس العماره"،"دلنوازان"،"سر آشپز "و ... کدام یک از مولفه های ساده زیستی و عدم تجمل گرایی را به ارث برده است،که بر عکس با نمایش رستوران پر از غذاهای لذیذ، عمارتها و ماشینهایی که در ایران تک و منحصر به فرد هستند و زندگی زوجهای جوانی که هیچ چیز در زندگی کم و کسر ندارند بر اسراف و تجمل گرایی تاکید می ورزند.
در این بین هر چند نباید از تلاشهای قابل توجه برخی از مدیران و برنامه سازان خوش فکر و تلاشگر صدا و سیما در نهادینه ساختن فرهنگ درست مصرف کردن، چشم پوشید، اما به هر روی این واقعیت تلخ هم کتمان ناپذیر است که تناقض های صدا و سیما در گفتار و کردار در این خصوص به معنای عدم توجه جدی مسئولان رسانه ملی به ضرورت ترویج صرفه جویی و گسترش فرهنگ قناعت و بهره وری است.

+ نوشته شده در دوشنبه 16 آذر‌ماه سال 1388ساعت 04:42 ب.ظ توسط الهه قهرمانی نظرات (0)